بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
199
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
مذكور گردد صرع كودكان بيشتر از غلبهء رطوبت باشد و بتقليل و تغير سن بصلاح بازآيد و بسيار باشد كه در قريب بلوغ قبل از ان و بعد از ان صرع افتد و آن به جهت قوت حرارت غريزى باشد كه تدبير زود قبول كند و بسيار باشد كه تپ صفراوى كودكان بصرع بحران كند جهت بر جوشانيدن آن حرارت رطوبات دماغى را و بسيار باشد كه صرع با قولنج بر طرف شود بتخصيص كه بلغمى باشد و با تپهاى نائيه كه در آغاز آن لرزهاى صعب كشد و بعد از ان گرم شود و عرق بسيار كند و مادهء آن صرع بدان از جاى خود كنده شود و تحليل يابد و بهتر شود و گفته كه چون مصروع را بر روى و پيشانى برص پديد آيد نشان تحليل ماده باشد و بدان خلاص يابد و اطفال و كودكان را كه بر سر و اطراف آن جوششهاى بسيار باشد از صرع ايمن گردند و اگر مصروع بوده باشد بحرانى نيكو بود صرع ايشان را و آنها را كه بخار سبب صرع ايشان از عضوى مقرر برمىآيد چون در ان عضو ريشى و المى و ورمى حادث گردد آن صرع بدان بر طرف شود هر صرع كه مادهء آن در جوهر دماغ بود و يا در ثخن آن بدتر از ان بود كه در ميان غشاء دماغ باشد و هر صرع كه متواتر گردد كشنده باشد همچو ام الصبيان و همچنين صرعى كه به آن غشى مقارن بود از رسيدن فساد فضله و بخار دماغ بدل در حال تشنج دماغ علامت مطلق صرع افتادن و بيهوشى بود ميل سياهى چشم به بالا و باشد كه غائب شود و تشنج دست و پاى و بازماندن دهن و گرفته شدن انفس مدتى و خائيده شدن زبان و ميل ميان زبان به بيرون و آمدن كفك برون از دهن و جستن عضلهاى دور چشم در ابتداى گرفتن و كج شدن دهن و آوازى همچو ناله دراز كشيدن و لرزيدن دست و پاى مضطربانه و متشنجانه و تيره شدن رنگ در حين گرفتگى نفس و در آخر حال بهم لرزيدن و گشادن نفس بدفعات و نرم شدن اعضا بتدريج و به هوش بازآمدن بعد از ان همچو خوابآلود و بعد لحظهء به حال اول شدن و زرد بودن زبان در اكثر اوقات و سبز بودن رگهاى زير زبان و كندى دهن و بدى بوى دهن و آنچه از مادهء سوداوى افتد قبل از ان و بعد از ان علامات ماليخوليا بعضى ظاهر بود از خوف و حقد و حسد و غضب و خيالات باطله و غلط كردن سخن و اشباه آن و اندر مراقى و طحالى نيز ازين اعراض باشد و اندرين اصناف تشنج بيشتر بود و چشمها بيرون خير و بغايت و ديرتر به هوش و حال اول مىآيد و مىباشد كه نفخها ازو جدا شود و بعضى از غايت صعوبت مرض در وقتى كه اندك نرمى اعضا و ادراك پديد آيد ناله بسيار كنند و بهر طرف خود را افگنند و باشد